ایلناز عسلیایلناز عسلی، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 29 روز سن داره
آرش کمانگیرآرش کمانگیر، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره
یکتا گلییکتا گلی، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 12 روز سن داره
ریحانه جانریحانه جان، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه سن داره
امیررضا جانامیررضا جان، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 27 روز سن داره
مهدیای نازممهدیای نازم، تا این لحظه: 8 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره

✿خاطرات نوه های مامان شهین در وب✿

پاییز طلایی

سلام به همگی ... اومدم وظیفه ماهانه ی خودمو انجام بدم ... همین که حداقل ماهی یه بار پست بزارم تو وب گل پسر ... داشتم فکر میکردم جی بنویسم براش که خود آرشی یه دفعه توی جارجوب در ظاهر شد ...  آقا پیشرفت کردن و از جارجوب در بالا میرن ...  ( خاله اشم از این کار زیاد کرده و میکنه) جدیدا نقاشی میکشه البته مشوقش خاله آ هستش ... * بعضی اوقات که زنگ میزنم باهام حرف میزنه من این کارشو خیلی دوست دارم ...     ...
22 آبان 1391

آبان 91

سلام به همه ی دوستان .. جه خواننده های همیشگی و جه اونایی که الان توی لیست به روز شده ها جشمشون به این وب خورده .. همونطوری که اطلاع دارین من توی این وب نقش یه خاله تنبل رو ایفا میکنم .. که فرصتی برای آپ کردن و بازدید از وب دوستان رو نداره ... البته بجان خودم دلم میخواد برای ایلناز و آرش خاطراتشون رو یادگاری بزارم ولی خونه نیستم .. وقتی هم باشم جیزایی که اتفاق میافته برام معمولی و عادی هستن و نمینویسمشون * ایلناز عصر یه پروانه گرفته بود .... توی دستاش بال بال میزد ....خانوم ذوق میکرد در حد المپیک * جوجه خروسش به یک عدد خروس جوان تبدیل شده .... قراره واسش زن بگیریم اگر کسی خانوم مرغ دم بخت داره اطلاع بده ..( تو این ت...
22 آبان 1391

آبان شده عمه

سلام عزیزم .. فسقلی عمه . .. اینجا همه منتظر اومدنت هستن ... همچنان بی نام هستی ... یعنی هنوز مامان و بابات از اسمت رونمایی نکردن   خدایا مواظب  کوچولوی ما باش *** مامان جونت ( مامان بابایی) اولین نفری هست که وبتو نشونش دادم ... خیلی خوشحال شد که وبتو دید .. ۲۸/۸/۹۱ *** دومین نفرم عمه بزرگه بود ۳۰/۸/۹۱   ...
11 آبان 1391

بودن یا نبودن

وقتی مهر ماه میشه بالاخره منم باید رخت سفر رو ببندم .. برم درس بخونم و مشروط نشم .. حالا بگذریم تا اشکم در نیومده . ..ایلناز که هر روز مراسم سوگواری داره اصل مطلب و قرض از مزاحمت .. . دوستان عزیزم تو این مدتی که نیستم ...که روزاش هم مشخص نیست ...ازتون انتظار دارم تو این مدت تنهامون نزارید ...   آپ شدن وب ایلناز و آرشم بستگی داره که وقتی برگردم حس نوشتن باشه یا نه ... سوژه باشه یا نه ....     با بهترین آرزوها برای ایلناز و آرش عزیزم و همه نی نی های وب و مامانای گلشون  بعد نوشتی در ۱۴مهر : ماهیگیری ممنوع  بلههههههه دیشب ایلناز جووون ماهیگیری در اعماق اقیانوس رو...
11 مهر 1391

آغاز مهر

بعلههههه ..  مهر ماه آغاز شد و دوباره مادربزرگ باید از ۲ تا وروجک نگه داری کنه .. به همراه خاله مهندس ... آخ که جقد جالبه این قضیه  من که آزادم  و استراحت میکنم ... توصیف امروز : مادربزرگ ۲ دقیقه یک بار در حال اخطار دادن بود و هیج کسم زیر بار کارت قرمز نرفت               بعد نوشت : آرش طی مدت باقی مانده ی آخر تابستان در حال اسباب کشی از خونه خودشون به خونه مادربزرگه بود ... آخه دیگه قرار شد دو تا عسلی با هم نگه داری شن در یک مکان       آرش جدیدا لباس پلیس راهنمایی رانندگی گرفته .. ماشالا...
1 مهر 1391

ماه مهربانی

تابستون تموم شد و جای خودشو به پاییز داد ...  بالاخره ما هم میتونیم یه نفسی تازه کنیم ...    ایلناز گلی و آرش از امروز در کنار هم دیگه نگه داری میشن ... شرایط امسال فرق کرده توی وب آرش   عزیزم     به نکاتی اشاره شد ... * ایلناز امروز با بغض سراغ از پستونک و جوجه مرغش گرفت    *************************************** ایلناز نقاش خوبیه .. به قولی نقاشیایش زنده هستن و انگار میخوان از دفتر بیان بیرون  .. همشون خندون و با نمکن ... اما توی نقاشی هاش من متفاوتم ... یعنی هر کسی به راحتی متوجه میشه که اونی که با همه فرق داره ... خاله رویاست ... ا...
1 مهر 1391