من مادربزرگ نیستم !!!
سلام حالتون خوبه ؟؟؟ تیتر پست باید گویای مطلب امروز باشه ... من مادربزرگ نیستم .. جمله ای هستش که آرشی گفته جریان داره به شرح زیر : آرش جان تو حیاط خونه مادربزرگ مشغول بازی با دوجرخه بوده که یه دفعه میافته .. و مادربزرگم که شاهد صحنه زمین خوردنش بوده وقتی میبینه نزدیک بوده فرمون دوجرخه بره تو شکم آرش با عصبانیت و ترس دوجرخه رو پرت میکنه گوشه و آرش رو میخواد بغل کنه ... که آرشی از دست مادربزرگ دلخور شده بود در جواب این کار مادربزرگ میگه : من مادربزرگ کسی نمیشم که دوجرخه پسرشو پرت میکنه منظورش این بوده که من پسر ک...







