به بهانه ی آغاز نخستین گام علم ورزی
ساعتها ب عکس"تان" نگاه میکنم و فکرمیکنم ب جمله ای برای تان و انگار که برق چشمانتان انقدر زیادست که خشکانده ست این کلمات را فقط همین یک جمله میچرخد درون ذهنم "میشود دوستتان نداشت؟" "نمیشود" ...









